سیم
۰۶ اسفند ۱۳۸۸
سایلنس
یکی با نوشتن
یکی با بی خیالی
یکی با رفتن
یکی با اشک
یکی با خنده الکی
یکی با سکوت
نا امیدیمان را فریاد می زنیم
۰۷ بهمن ۱۳۸۸
رفتن همیشه رفتن
صدای زندگی با تمامی بلندی اش در گوشم صدا می زند
با باد سرد زمستان که با گوشهایم بازی می کند
با نگاه عجیب سرشار از عشق مادرم
با سرخی گونه هایم
با سرخی گونه ها یت
و من نمی دانم بروم یا بمانم
۰۴ بهمن ۱۳۸۸
درد
هویتم رو با عوض کردن مسیر رفتن سر کار از دست میدم
دردا مو با یه شیشه عرق سگی
و خودم را با تکراری که دچارشم
۲۶ دی ۱۳۸۸
بهار
امسال نه از تابستونش چیزی فهمیدیم نه از پاییزش نه از زمستونش
خدا کنه بهار سال بعد بهارباشه
۲۲ دی ۱۳۸۸
regular
هر روز موقع رفتن با بدبختی از اون همون ماشینایی راه می گیرم
که موقع برگشتن خودم جزوشونم
۲۱ دی ۱۳۸۸
قدیما
بیسکوییت مادر هم دیگه مزه قدیما رو نمیده
۲۰ دی ۱۳۸۸
رضا
مثل رضا شدم تو ماه عسل
نادره: پسرم رضا با همه هست و تنهاست
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)