۲۵ آبان ۱۳۸۹

اول خیلی زنگ می زدی
بعد کم شد
بعد من هی زنگ زدم
بعد جواب ندادی
بعدم پیش شمارت شد ۰۰۱

۲۱ آبان ۱۳۸۹

اگه چشمات نبود
اینجام نبود

۱۷ آبان ۱۳۸۹

خارج
امید دیدن اتفاقیت رو هم در من کُشت

۰۹ آبان ۱۳۸۹

کجایی؟
که هنوز بهترین انتخابی

۰۷ آبان ۱۳۸۹

رفاقتایی که وجود نداره
وجودایی که رفاقت نداره
خسته از جفتش
بیا و کمی بهم لطافت بده

۲۰ مهر ۱۳۸۹

کجایی که چند روز
جک باور از 24
شامپو عروسکی از گلرنگ
اون همکار پشتیم از سرکار
جای تورو تو خوابم گرفتن

۱۷ مهر ۱۳۸۹

پنجره رو باز می کنم هنوز هست
هر چی ادکلن میزنم تو هوا بازم هست
بالشت و پتو رو میندازم بیرون بازم هست
گه خوردم
دیگه نمی ذارم یه غریبه بیاد