۰۹ آبان ۱۳۸۹

کجایی؟
که هنوز بهترین انتخابی

۰۷ آبان ۱۳۸۹

رفاقتایی که وجود نداره
وجودایی که رفاقت نداره
خسته از جفتش
بیا و کمی بهم لطافت بده

۲۰ مهر ۱۳۸۹

کجایی که چند روز
جک باور از 24
شامپو عروسکی از گلرنگ
اون همکار پشتیم از سرکار
جای تورو تو خوابم گرفتن

۱۷ مهر ۱۳۸۹

پنجره رو باز می کنم هنوز هست
هر چی ادکلن میزنم تو هوا بازم هست
بالشت و پتو رو میندازم بیرون بازم هست
گه خوردم
دیگه نمی ذارم یه غریبه بیاد

۰۴ مهر ۱۳۸۹

دو تا انگشتای شروع به راه رفتن کردن
دو تا انگشت دست چپ هم بهشون پیوستن
عین دو یار غار
با هم راه رفتن
از کیبورد پریدن
رو موس سر خوردن
تو لیوان آب شنا کردن
تا اینکه رئیس از راه رسید گفت: تو کار نداری؟

۰۲ مهر ۱۳۸۹

گودی چشات
خنده موهات
رقص لبات
داره یادم میره

۳۱ شهریور ۱۳۸۹

نور بالا ماشین جلویی و چشمای تار من مهم نیست معمولا اتفاقی نمیوفته
من و بوق ممتد اونور خط مهم نیست معمولا کسی ورنمی داره
ریشای بلند و چشمای قرمز مهم نیست معمولا اون نگاه نمی کنه
‬‬‬پس بیخیال هرچی بادا باد